أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
15
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
در نبض كه از اورام شود فصل هشتدهم در احكام نبضى كه آن را عوارض نفسانى بود از غضب و فزع و فرح و غم و هم فصل نوزدهم در نبضى كه تغيرات امور غير طبيعى موجب آن شده باشد بسبب ضغطه يا حالتى غير طبيعى جمله دوم در بول و براز و آن بر سيزده فصل مشتمل باشد فصل اول در قول كلى در استدلال كردن بر حال بول بر احوال بدن بعد از آنكه رعايت شرائط كرده باشند و بدانكه بول فضله هضم دويم است كه در جگر چون غذا طبخ مىيابد و مائيتى كه از معده با آن همراه آمده است تا آن را از راه ماساريقا كه رگهاى باريك شعرى است بگذراند و بكبد رساند و در كبد به او همراه باشد و لهذا حاجت بشربى مكرر مىشود بعد از اكل طعام و آن مائيت به دو قسم مىشود بعد از طبخ غذا در جگر نصفى از ان طبيعت دفع مىكند بطريق فضله بجانب گرده و با آن آلائش خونى كه هست گرده از ان آلايش غذا مىسازد و آن مائيت را از خون خالص مىگرداند و از انجا بمثانه مندفع مىشود تا قدرى پيدا كند و از ان حدتى بمثانه رسد پس طبيعت قوت دافعه را كار فرمايد بدفع آن بول از مثانه بخارج بدن به قوت اراقت و نصفى ديگر از ان مائيت با غذا بجانب بدن رود تا آنكه غذا را از مجارى تنگ بگذراند و چون به اطراف بدن غذا برسد آن مائيت كه بر سبيل بدرقه يار و رفيق بود بقهقرى باز گردد و بجگر آيد و از انجا باز بگرده رود و بمثانه و از انجا دفع شود چنان كه دانسته شده و اين بول كه از بدن بازگرديده است بعد از خواب در امر استدلال اعتبار دارد و لهذا در صباحى بعد از خواب تام بىاعراض نفسانى و اكل صابغى كه موجب صبغ و لون بول بود و در اراقت و تقاضاى آن تاخير نشده باشد و بسيار در هواى غريب و گرما نگذارند مگر ساعتى كه رسوب آن به ته بنشيند و جماع نيز نبايد كه واقع شده باشد و از ديگر حركات كه موجب تسخين شود احتراز كرده باشند در قاروره صافى بگيرند كه آن قاروره به شكل مثانه باشد فصل دوم در الوان بول از سرخى و زردى و سبزى و سياهى و سفيدى با اصناف آنها فصل سوم در قوام بول از رقت و غلظ قوام و اعتدال آن فصل چهارم در دلائل رائحه بول از منتين و حامض و حلو فصل پنجم در دلائل ماخوذ از زبد يعنى از كفى كه بالاى بول ايستد و صغر و كبر آن و سرعت و بطو شكستن آن و بقاى آن فصل ششم در دلائل انواع رسوب كه آن جسميست اغلظ از مائيت متميز است فصل هفتم در دلائل بول از جهت قلت و كثرت بول از مقدار طبع يا مقدار مناسب شخص فصل هشتم در قول كلى در معرفت نضج صحيح فاضل معتدل القوام و المقدار و اللون فصل نهم در بول اسنان كه در هر سنّى بول متغير شود و مختلف با نسبت با سنى ديگر بحسب لون و قوام و مقدار و صفا و كدورت فصل دهم در ابوال مردان و زنان و تفاوت ميان اين دو قسم در غلظ و رقت و مقدار و صفا و كدورت و رسوب و امثال اينها فصل يازدهم در ابوال حيوانات و صفات آن و تفرقه ميان ابوال آنها با ابوال آدميان فصل دوازدهم در اشياى سياله كه لون آنها شبيه بابوال انسان و تميز در ميان آنها با بول انسان فصل سيزدهم در دلائل براز كه استدلال كنند به آن بر حال بدن از لون و قوام و رائحه و زبد و مقدار آن الفن الثالث در حفظ صحت و در اين فن فصلى باشد و پنج تعليم اما فصل در اسباب صحت و مرض و ضرورت موت و اين دو قسم باشد از طب در عمل كه در ان حفظ صحت باشد و علاج مرض بطريق كلى پس بدانكه ماده بدن رطوبتى باشد كه مقارن سده باشد به آن رطوبت حرارتى يعنى منى و اين حرارت را در اين رطوبت تاثيرى باشد بطريق تحليل و چون اين اثر دوام پيدا كند اشتداد كند در تاثير در هر وقت پس بايد كه بدلى از متحلل شده باشد از مثل غذا شده باشد و با وجود بدل از اصلى ماده هم چيزى كم مىشود و بواسطه وجود بدل كه از رطوبت باشد در آن ماده اصلى مىماند و آن مدت عمر باشد اگر از خارج مفسدى وارد نشود چون سمّى يا قتلى و يا خنقى همچنانكه شعاع چراغ باقى مىماند ببقاى روغن تا وقتى كه آن مقدار از روغن كه در ان است چرخ شود چراغ منطفى گردد و گاه باشد كه آن چراغ بشدت باد بميرد پيش از آنكه روغن فانى گردد يا آن را خفه كنند و امثال اينها حال حيات آدمى نيز بر همين قياس باشد پس بايد كه حمايت اين رطوبت كنند و نگهدارند آن را از تعفن و از افراط تحليل بتعديل اسباب سته ضرورى كه آن هوا بود و تعديل در ماكول و مشروب و خواب و بيدارى و حركت و سكون بدنى و حركت سكون نفسانى و استفراغ و احتباس معتدل تا غرض از حفظ صحت حاصل آيد تعليم اول در تربيت و آن مشتمل باشد بر چهار فصل فصل اول در تدبير مولود از وقتى كه از مادر متولد شود تا وقتى كه بالغ شود فصل دوم در تدبير